در دوران رکود اقتصادی، رفتار سرمایه تغییر میکند. سرمایهگذاران جسور (VCها) دیگر بهدنبال رشد انفجاری صرف نیستند، بلکه بهدنبال مدلهایی هستند که بتواند ریسک را مدیریت و احتمال موفقیت را افزایش دهد. در چنین فضایی، سرمایهگذاری مستقیم روی استارتاپهای پراکنده با نرخ شکست بالا، جذابیت گذشته را ندارد.
کارخانههای نوآوری در این نقطه بهعنوان یک «لایه کاهش ریسک» وارد میشوند. این ساختارها تنها فضای کار اشتراکی نیستند؛ بلکه اکوسیستمی یکپارچه از زیرساخت حقوقی، مالی، منتورینگ تخصصی، شبکه سرمایه و دسترسی به بازار را فراهم میکنند. در این مدل، استارتاپها پیش از جذب سرمایه از چندین مرحله ارزیابی و اعتبارسنجی عبور میکنند و همین موضوع احتمال خطای سرمایهگذار را کاهش میدهد.
مدلهای جهانی مانند Y Combinator و Station F نشان دادهاند که تجمیع منابع، داده و شبکه در یک ساختار متمرکز، حتی در دورههای رکود نیز میتواند جریان سرمایه را پایدار نگه دارد. سرمایهگذاری روی یک «سیستم تولید استارتاپ» عملاً به معنای توزیع ریسک در یک سبد کنترلشده است.
در شرایط اقتصادی ایران، که با نوسان، محدودیت منابع و عدم قطعیت مواجه است، این مدل اهمیت دوچندان پیدا میکند. اشتراک منابع باعث کاهش Burn Rate میشود، شبکه منتورها سرعت Pivot را بالا میبرد و حضور در یک اکوسیستم ساختاریافته، تصمیمگیری سرمایهگذار را دادهمحورتر میکند.
به نظر میرسد آینده سرمایهگذاری جسورانه، بهسمت Factory-Based Investment حرکت خواهد کرد؛ جایی که VCها بهجای شرطبندی روی یک تیم، روی زیرساختی سرمایهگذاری میکنند که بهصورت سیستماتیک استارتاپهای آماده رشد تولید میکند.
